|
حاجيميري: فيلمي ساختيم كه تاريخ مصرف نداشته باشد |
نسخه PDF
|
چاپ
|
ارسال به دوست
|
|
30 آذر 1388 ساعت 11:45 |
|
تهيهكننده فيلم «استشهادي براي خدا» گفت: فيلمي ساختيم كه تاريخ مصرف نداشته باشد و براي گروه جزو باقيات و صالحان محسوب شود ضمن اين كه فكر نميكنم ديگر «عليرضا اميني» بتواند چنين كار سختي را تكرار كند.به گزارش خبرنگار سينمايي فارس شامگاه يكشنبه نشست فيلم سينمايي "استشهادي براي خدا " با حضور "محمد هاشمي " (مجري) ، "سعيد حاجيميري " (تهيه كننده)، "محمد رضا سكوت " (مدير تصويربرداري) و "علي علايي " (منتقد) در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.
بنابراين گزارش، در ابتداي اين نشست همسر "اصغر شاهوردي " روي سن آمد و گفت: چقدر سخت است انساني پر از صدا باشد اما نتواند حرف بزند، اي كاش سينماي ايران قدر "اصغر "ها را بداند، او براي اين فيلم خيلي زحمت كشيد و در طول كار از شرايط سخت هيچگاه گلهگي نكرد اما به من گفت اگر براي اين فيلم از جشنواره فيلم فجر سيمرغ دريافت نكنم خيلي ناراحت ميشوم، در حالي كه او اصلاً جزو كانديداهاي دريافت جايزه هم نشد. وي در ادامه افزود: حق "اصغر " نيست كه اينگونه تنها بماند، تا زنده هستيم قدر همديگر را بدانيم. اگر فيلمي بيمه شود بايد تا مقصد بيمه شود نه اين كه وسط كار همه چيز رها شود. "اصغر " بعد از آن حادثه، چند بار جراحي شد و چون تحرك لازمه را ندارد، پزشكان پلاتين در پايش كار گذاشتند... به گزارش فارس در ادامه لوح تقديري از سوي دستاندركاران نشست به همسر "اصغر شاهوردي "، اهدا شد. در ادامه، "سعيد حاجيميري " تهيهكننده اين فيلم اظهار داشت: "اصغر شاهوردي " از دوستان قديمي من است و اين ضايعه باعث ميشود سينماي ايران متضرر شود. "اصغر شاهوردي " هنوز هم در سينماي ايران تك است. او در فيلم با عشق كار كرد، انسان دغدغهمندي بود، همه جور صدا را در اين فيلم گرفت و از شرايط سخت، كلامي گله نكرد. راستش حالا من دوست دارم باز با او كار كنم و او مدام از من و شرايط گله كند... وظيفه سينماي ايران است كه از او حمايت كند. در ادامه، وي در مورد چگونگي شكلگيري فيلمنامه و كار با "عليرضا اميني "، گفت: اين پروژه قصه مفصلي دارد. من در جشنواره سال 85 عضو هيئت داوران بودم كه فيلم "دانههاي ريز برف " را ديدم. از فيلم خوشم نيامد، اما احساس كردم كارگردان اين كار خيلي بايد جوان مستعدي باشد. در ادامه در مورد او پرسوجو كردم تا اين كه "مسعود فراستي " به من بيوگرافي "عليرضا اميني " را گفت و گفت كه او فرزند شهيد است... من او را پيدا كردم و دو سال روي طرحهاي مختلفي كار كرديم و او را به لحاظ شرايط روحي و رواني آماده كردم. يادم ميآيد روزي به او گفتم روح پدرت منتظر است تا تو فيلمي ماندگار درباره او بسازي. او به دنبال طرحهاي مختلفي رفت تا به "استشهادي براي خدا " رسيديم و قصه مردي را روايت كرديم كه بعد از سالها به محل زندگياش بر ميگردد و ميخواهد از مردم حلاليت بطلبد چون در اكثر شهرستانها، رسم بر اين است كه 40 نفر از ته دل بايد چنين آدمي را حلال كنند. البته من دوست نداشتم فيلم زمان مصرف داشته باشد و ميخواستم كه شعارزده هم نباشد. وي ادامه داد: تمام عوامل را با همفكري جمع كرديم و معتقدم گروه بايد توجيه باشد تا اين شهد شيرين را همه بچشيم. اين كار فرآيند توليد سختي داشت و ميطلبيد روح واحدي در كار باشد. فيلمنامه آن بارها بازنويسي شد و در اين زمينه، "محسن تنابنده " خيلي ايدههاي خوبي ارائه ميداد. كار با صحبتهاي طولاني به شكل غيركلاسيك و بينابيني آغاز شد و در اين ميان، نكته مهم حضور "جمشيد هاشمپور " بود كه با تواضع به همه ما روحيه داد. من فكر نميكنم ديگر "عليرضا اميني " بتواند چنين كار سختي را تكرار كند. بنا براين گزارش، در ادامه مجري از "محمدرضا سكوت " در مورد چگونه دعوت شدن به اين پروژه سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: من از سالها قبل با "عليرضا اميني " آشنا بودم. قرار بود اين پروژه در سال 72 كليد بخورد كه بنابه دلايلي متوقف شد و من دو كار با "وحيد موسائيان " انجام دادم. در سال 74 متوجه شدم پروژه قرار است بار ديگر كليد بخورد و براي همكاري با آن آماده شدم، چرا كه اين يك كار استثنايي بود و براي هر كسي پيش نميآيد در اين پروژههاي سخت اما به ياد ماندني، حضور داشته باشد. او نيز درباره حضور "جمشيد هاشمپور " در اين پروژه گفت: حضور آقاي "هاشمپور " براي همه مغتنم بود. به عنوان مثال در طول پروژه، او با همه مسابقه شطرنج داد و همه گروه را برد! به گزارش فارس، در ادامه مجري از "علي علايي " در مورد اين فيلم سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: من تنها 10 دقيقه از هر كدام از فيلمهاي "عليرضا اميني " را ديدهام و اين به خاطر اين است كه در همان مدت كوتاه متوجه شدم كه اين فيلمها با ايده خوب شروع ميشود اما براي رساندن فيلم به زمان متعارف 90 دقيقه كه زمان يك فيلم سينمايي است، هيچ تمهيد مناسبي كه بر گرفته از سينما باشد وجود ندارد و اين البته مشكل اكثر فيلمسازاني است كه از سينماي فيلم كوتاه و تجربي پا به عرصه فيلم بلند ميگذارند. وي در ادامه افزود: اما به دو دليل مجاب شدم كه فيلم "استشهادي براي خدا " را ببينم. اول اين كه فيلم توليد توسط بخش خصوصي بود و ديگر اين كه "جمشيد هاشمپور " براي انتخاب فيلمنامه خاص و فرهنگي، معيار غريزي و حس خوبي دارد و با اعتماد به انتخاب او، اين فيلم را ديدم و خوشبختانه از فيلم خوشم آمد. علايي تصريح كرد: يكي از ويژگيهاي اين فيلم اين است كه براي انتخاب سبك روايياش از سينماي وسترن استفاده كرده و من از اين بابت ايجابي و ارزشگذاري ميگويم شخصيت اصلي فيلمهاي وسترن عموما از ناكجا آباد ميآيند و پر از ابهام، ايجاز، كنايه و سوالاند و به ناكجا آباد هم ميروند و يا اين كه به شكلي حماسي و اسطورهاي مرگ را ميگزينند. عضو شوراي مركزي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در ادامه افزود: "آندره بازن " در تعريف سينماي وسترن جملهاي دارد كه ميتواند در مورد اين فيلم هم صدق كند. او ميگويد: در وسترن خوب و بد براي مردها است و زن هميشه خوب شايسته عشق و احترام است. در فيلم وسترن مرد بايد آزمونهايي را از سر بگذراند تا بتواند گناه اوليه خود را پاك كند و اين تعريف بسيار به "فتحي " و "نرگس " شخصيتهاي فيلم "استشهادي براي خدا " نزديك است. در ادامه يكي از حضار، از "حاجيميري " در مورد سكانس ازدواج در راه آهن پرسيد كه وي در پاسخ، گفت: ما در فيلم تاريخ دقيقي را مطرح نكرديم. اگر ازدواج در راه آهن صورت ميگيرد به خاطر فقر حضور روحاني در آن منطقه است و در كنار اين قضيه، فقر پزشك در آن منطقه. من در اين فيلم به صد سال بعد فكر كردم كه مردم اين فيلم را ميبينند و خلق و خوي مردم چنين منطقهاي در اين روزها را بازبيني ميكنند و اين تصاوير باقي ميمانند. وي در ادامه افزود: "فتحي " راه دشواري را ميپيمايد و يه مقصد ميرسد اما وارد خانه "نرگس " نميشود. در را مثل ضريح ميبوسد و مثل كعبه طواف ميكند و احساس پاكي ميكند و به شكل سمبليك از دنيا پاك ميرود. به همين دليل است است كه من سكانس فينال اين فيلم را خيلي دوست دارم. در ادامه "علي علايي " در مورد بازي "جمشيد هاشمپور "، و فيلمبرداري اين كار، اظهار داشت: او بازي خاص را از فيلم "پرده آخر " ساخته "واروژ كريممسيحي " آغاز كرد و اين روند را ادامه داد كه شخصا، بخش انتهايي فيلم "هيوا " ساخته زندهياد "رسول ملاقليپور " ارائه داد كه در آن، در نقش سردار جنگي ايفاي نقش ميكرد كه اكنون در تفحص اجساد شهدا مشغول است، هنگامي كه با شكست زماني زيباي فيلم، جوانياش را كه از درون سنگر بيرون ميآيد، ميبيند، آن نگاه حسرتخوارانهاش، هر ديالوگ ديگري را قرباني ميكند و خود به اندازه ديالوگهاي بسياري حرف ميزند و اين نگاه، از معدود بازيگراني بر ميآيد. وي در ادامه افزود: اما فيلمبرداري در فضاي برفي كه رنگ قاب سفيد و ابري بودن هوا نيز بر سفيدي آن ميافزايد، كاري مشكل است. "محمدرضا سكوت " توانسته است با استفاده از رنگها با توناليته بالا و گرم، كنتراست و تضادي را در قابها ايجاد كند. كادربندي و کمپوزيسيون تصاوير تحسين برانگيز است و حتي شاهديم در بخشي كه "فتحي " از روحاني جدا ميشود و به سمت كلبه "نرگس " ميرود، ضعف فيلمنامه در اين قسمت را كه اتفاق مهمي در زمينه دور بودن كلبه "نرگس " از آبادي نميافتد، ميپوشاند و اين تنها ناشي از كادربندي و انتخاب نقطه قوي در تركيببندي نماها است. در ادامه "سكوت "، گفت: در مجموع كار سختي بود. ما در منطقه گدوك در 40 درجه زير صفر قرار داشتيم. از "محسن فدايي " تشكر ميكنم كه كنارم بود و "اصغر شاهوردي " از همه گروه يك قدم جلوتر بود. در آن شرايط، دوربين 35 ميليتري منجمد ميشد، اما تمهيداتي انديشيده شد تا دوربين خراب نشود. آنجا حتي تعويض لنز هم كار سختي بود كه به هر حال لطف خدا شامل حالا ما شد و ما هيچكدام حتي سرما هم نخورديم در حالي كه صورت ما يخ بسته بود. البته آنجا امكانات رفاهي خوبي داشتيم. وي اظهار داشت: من تا به حال 16 فيلم بلند را فيلمبرداري كردهام اما اين كار استثنا است و ماندگار خواهد بود. اميدوارم "اصغر شاهوردي " شفاي كامل پيدا كند و از اين دست كارهاي ماندگار، بيشتر داشته باشيم. در پايان "جاجيميري " گفت: همه ما در اين فيلم با عشق و خلوص نيت كار كرديم و عنايت خداوند شامل حال ما شد تا جزو باقيات صالحات ما بماند و خوشحالم كه توانستهايم گامي هر چند ناچيز در سينماي ايران برداريم. بنابراين گزارش، مراسم رأس ساعت 22 با اهداي لوح تقدير به مدعوان به اتمام رسيد. خبرگزاری فارس |