english    العربیه

یادداشت تهیه کننده پسر آدم نسخه PDF   چاپ   ارسال به دوست
17 بهمن 1388 ساعت 11:02
بعونک یا لطیف

سلام بر اهل فن که نزد آنان سخن گفتن احتیاط دو چندان می طلبد .
عادت به نگارش چنین یادداشتهای شخصی ندارم که به همین خاطر در تمامی عمر فعالیتهای سینمائیم کمترین سخن از خود به زبان رانده ام . پس به نظرم رسید که مجموعة دغدغه ها و اصول فکریم را که از پیش از آغاز و تا اکنونِ فرآیند نگارش و تولید "پسر آدم ، دختر حوّا " همواره مد نظر داشته و از تمامی همکارانم بویژه "محمد رضا احمدی پیشکوهی" و "رامبد جوان" عزیز و بازیگران صمیمی و سختکوش فیلم ( علی الخصوص سرکار خانم افشار و جناب آقای کمیلی ) نیز خواسته ام که بدانها توجه نمایند بار دیگر باز گو نمایم که شاید این برای مخاطبین مفیدتر باشد تا دانستن احوالات و احساسات شخصی بنده در خصوص این فیلم .

امام علی (ع) :
« ان هذه القلوب تمّل کما تمّل الابدان ، فابتقوا لها ترائف الحکمة »
( همانا قلبها خسته می شوند ، همانطور که بدنها خسته می شوند . در چنین زمانی
فکرهای سنگین به آنها تحمیل نکنید ، بلکه حکمتهای خوشحال کننده به آنها عرضه کنید تا بانشاط گردند . )

مؤلفه های بنیادین نگارش متن و ساخت فیلم " پسر آدم ، دختر حوا "
1-    در نگارش آکسیونها و نهایتاً اجرای آنها توسط بازیگران از هر گونه حرکات سخیف که با کرامات انسانی مغایرت دارد پرهیز شود .
2-    نکتة مذکور در بالا در خصوص رفتاری که نمایش فیلم در تماشاگران ایجاد می کند نیز صادق است. بدین معنی که خنده آور بودن فیلم ابداً به معنای آن نباشد که صرفاً قهقهه های مستانة تماشاچی را بطلبد و او را در این وضعیت از پرنسیپ یک انسان متشخص دور سازد . بلکه بایستی در تمام مدت نمایش فیلم ، او ( تماشاگر ) با حالتی تؤام با وجد و بهجت و نشاط و همواره در آستانة خندة آنچنانی ( و البته گاه از اوقات نیز قهقهه ) به تماشای فیلم بنشیند و صد الیته در پایان فیلم باید دچار چنان لذتی شده باشد که تمایل به تکرار دیدن فیلم را آشکارا در خود ببیند . این با تعریف حقیقی فیلم پر مخاطب و همچنین حفظ کرامت انسانی او سازگارتر است .
3-    تولید خنده ابداً بر اثر لاقیدی ، غفلت و یا دست شستن مخاطب از موازین عقلی و تربیتی نباشد ، بلکه بر عکس ناشی از میزان توجه سینمایی ، قائل شدن شعور و هوش و چه بسا دانش برای مخاطب باشد که یقیناً امری سخت تر است .
4-    هیچگونه آثار سوء اخلاقی که معمولاً ناشی از بی نزاکتی ها ، به کارگیری الفاظ رکیک ، ارجاعات دو پهلو و شوخیهای جنسی و از این قبیل باشد در بر نداشته باشد .
5-    هیچگونه آثار سوء اجتماعی، سیاسی از قبیل توهین به صنوف ومشاغل، مخالف خوانی های سیاسی اجتماعی ( که اثر سینمایی را از اوج هنر به حضیض رسانه تنزل می دهد ) ، اهانت به ارکان حکومت و جامعه ، هنجار شکنی ها و بی مبالاتی ها در خصوص موازین بایسته و پذیرفته شدة فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه در بر نداشته باشد . توهین به صنوف مختلف برای ایجاد لحظه ای خندة گذرا بتدریج موجب کاهش و حذف آن صنف از مخاطبین سینما گردیده و نهایتاً اقتصاد این حرفه را به مخاطره انداخته است . صنوفی مانند پرستاران ، بازاریان ، قاضی ها ، دکتر ها ، وکیل ها و .....
6-    فضای فیلم لائیک و یا در بهترین شرایط ، فضایی منتزع شده از فرهنگ عمومی و مذهبی مردم و روابط اجتماعی پذیرفته شدة جامعة اسلامی نباشد و شخصیتهای فیلم دارای ما به ازای بیرونی بوده ، ملموس و قابل باور باشند .
7-    از اغراق های مفرط و غیر قابل باور که فیلم را به سمت کاریکاتوری از شخصیتها و موقعیتها سوق می دهد پرهیز شود .
8-    وجود حیا و فاصلة شرعی در روابط زن و مرد ( بخصوص مجرد و نامحرم ) همواره حس شود .
9-    جذابیتهای اثر و خنده های مخاطب ناشی از تمسخر و تسخیف هیچیک از شخصیتهای داستانی که به هر تقدیر صاحب کرامت انسانی اند نباشد ، حتی در خصوص آنتاگونیستهای قصه ؛ و در نهایت متوجه شویم که اصولاً هیچ انسان کاملاً بدی در قصه حضور نداشت .
10-    نجابت و سلامت اخلاقی بر کلیت فیلم حاکم باشد ، به نحوی که خانواده با تمامی اعضایش در هر سن و سال و جنسیت بتوانند در امنیت کامل اخلاقی و بصورت دسته جمعی فیلم را ببینند و دچار هیچگونه موقعیت شرم آور و یا سؤال برانگیز ( بویژه برای خردسالان و نوجوانان ) نشوند .
11-     فیلم تاریخ مصرف نداشته و ایجاد خنده و یا هر گونه جذابیت ، وام دار مسائل زودگذر روز و پیرامونی خارج از فیلم نباشد . به عبارت دیگر چه 20 سال دیگر و چه برای مخاطب غیر ایرانی همچنان جذاب باشد که البته لازمه این امر ضرورت اتکاء شدید فیلم به ضوابط جاودانه و ذاتی سینماست و نه بهره گیری از جذابیتهای کاذب و غیر سینمایی و موج سواری های صرفاً روز آمد .
12-     فضای کمدی فیلم متکی به کمدی موقعیت و ناشی از کنتراست آن با شخصیت های باوقار فیلم باشد و نه ناشی از شکلک ها و حرکات ولنگارانه ، سیرک مآبانه و به اصطلاح بشکن و بالا بنداز کاراکترها !
13-    از طرح لطیفه ها و جوک های روز و باصطلاح پیامکی به منظور خنداندن آسان مخاطب در فیلم نامه و ساخت اثر بهره گیری نشده باشد .
14-    فیلم از نکات آموزنده و سودمند اجتماعی و اخلاقی و حتی چه بسا حکیمانه بی بهره نباشد و در هر حال سمت گیری تزکیه و تعالی مخاطب داشته باشد که در خصوص این فیلم علاوه بر تمامی زمینه های عمومی سرشار بودن از نکات آموزنده ، سودمند و روشنگر قضایی نیز مد نظر است .
15-     نه تنها امنیت روانی خانواده و روابط زناشویی زن و شوهر را به مخاطره نیافکند ، بلکه موجب آرامش خاطر و شفای دردها و آسیب های روزمره خانواده ها به عنوان مقدس ترین و مهمتــرین رکــن جامعه باشد . در مورد این فیلم بخصوص درنهایت به مخاطب تفهیم می شود که اغلب رفتارهای پرخاشگرانه و لجوجانه مردها و زن ها نسبت به یکدیگر عمدتاً ازلی ، ابدی و ناشی از خلقت متفاوت آنها ( پسر آدم ، دختر حوا ) بوده و نه تنها امری طبیعی محسوب می شود ، بلکه موجب شیرینی های بسیاری در زندگی می شود . نباید آنها را به حساب بدشانسی در زندگی گذاشت و با احساس بدبختی و بدبیاری به تزلزل بیشتر در روابط زناشویی همت گمارد . پس بهتر است با هم بسازیم و از هر برخورد به ظاهر ناهنجاری دچار رنجش و مآلاً تخریب روابط زناشویی نشویم و حوصله کنیم .
16-    همچون بسیاری از فیلم های آمریکایی و بر خلاف بسیاری از فیلم های جهان سومی از جمله عرف جاری سینمای ایران ، اینبار از شمایل و ارکان حکومت ( مجلس شورای اسلامی ، شورای نگهبان ، دادگاه ، مجمع تشخیص مصلحت و ... ) در نظامِ تصویری فیلم بهره گیری شده و در عین حال نه تنها قداست جایگاه آنها به مخاطره نیافتد بلکه حضورآنها در ساحت فیلم به عنوان یک هنجار پذیرفته شده ، دوست داشتنی و حامی حقوق مردم قلمداد شود . بدینگونه جامعه ای آرمانی به تصویر در می آید که در بطن خود حسرت همگان را مبنی بر اینکه کاش همه چیز اینگونه می بود بر می انگیزاند که این خود بهترین شیوة نقد وضع موجود است که نه تنها هیچگونه مقاومت متعصبانه و جاهلانه ای را موجب نمی شود ، بلکه با ایجاد شرم و حیا در بوجود آورندگان هر گونه ناهنجاری در سیستم ، آنان را ( بی آنکه احساس کنند آبرویشان به خطر افتاده ) دچار نوعی خجلت و مآلاً در صدد رفع ایرادات و نقائص خواهد نمود .
17-     معمولاً در سینما هر زمان که تقابل زن و مرد مطرح می شود ، به دلیل جاذبه های ظاهری و برتر زنان بر مردان ، عموماً اثر به دامان فمینیسم سقوط می کنند . حال آنکه حفظ تعادل این دو جنسیت همانگونه که در خلقت وجود دارد ، در این فیلم نیز بر قرار است و از هرگونه برتری جدی جنسیتی پرهیز شده است . هر چند در نهایت با تفاضلی بسیار ناچیز همه چیز به سمت خانمها میل می کند که این البته دقیقاً مبتنی بر آموزه های اسلامی است که همواره مراقبت بیشتری از حقوق زنان را مورد ملاحظه قرار می دهد .

البته با ذکر موارد مشروح فوق به خوانندة این مطلب حق می دهم تصور کند که با این حساب و محرومیت خود خواستة نگارندگان و سازندگان این اثر از تمامی شیوه های مرسوم و مألوف سینمای کمدی یقیناً شیری بی یال و دم و اشکم و کوپال به دنیا آمده و فیلمی سرد و بی روح ساخته شده که ابداً قدرت جذب مخاطب عام را نخواهد داشت که البته این همان وجه ممیزة این فیلم به حساب می آید که باور من این است که به جای تمامی این چاشنی های به کار نرفته ، به مدد معجزة سینمای ناب و تکیه بر اصول جاودانة بیانی آن و بهره گیری از تمامی امکانات ذاتی ( و نه عاریتی ) سینما این آیتِ مقدس و الهی ، درست بر عکس ،  چنین اتفاقی افتاده است . پس بهتر است تا اولین نمایش عمومی آن و مواجهه با مخاطبین تحمل کنیم .  
سکانس بر گزیدة من تمامی سکانسهای فیلمنامه است که در طول دو و نیم سال همگی با وسواس و دقت زیاد به نگارش در آمده و بارها و بارها بازنویسی شده اند که آخرین مرحلة آن نیز به هنگام تدوین فیلم صورت پذیرفت . ولی حسب تکلیفی که به گردنم نهاده شده سکانسی را صرفاً بعنوان مثال معرفی می نمایم:



13 ـ روز ـ خارجی و داخلی ـ کافی شاپ
1/13 ـ بیرون کافی شاپ )     دوربین به نمای بیرونی کافی شاپ نزدیک می شود . ( شروع دیالوگها)
    فرهود (off):     ( به مینا ) تشکر ... شرمنده کردین !
      مینا  (off):     ( خوش خلق ) دشمنتون شرمنده ، ناقابله .
2/13 ـ داخل کافی شاپ ـ ادامه )  دست مینا پول را داخل بشقاب و روی فاکتور داخل آن می گذارد . گارسن آنرا بر می دارد و از مینا می پرسد :
    گارسن :     چیزی کم و کسر نیست ؟
مینا با حس میزبانی، پرسشگر به فرهود می نگرد . فرهود با لبخند و حرکت دست جواب منفی می دهد . گارسن همزمان قصد دادن بقیه پول را دارد که مینا به او اشاره می کند که بقیه اش مال خودت . گارسن راضی می رود . به محض دور شدن گارسن هر دو بطور همزمان شروع می کنند به حرف زدن .
    هر دو :     ببینین ! ....
هر دو می خندند .
    مینا :     بفرمایین !
    فرهود :     نه نه نه ... شما بفرمایین ! ...  " ladies first "
    مینا :     مرسی ... ( با اغراق فریبکارانه ) من بابت صبح جداً متأسفم .
    فرهود :     ( با تظاهر به تأسف ) منم همینطور ، واقعاً معذرت میخوا...
    مینا :     اصلاً حرفشم نزنین ، تقصیر من بود !
    فرهود :     تقصیر شما ؟! ... ( با لبخندی معنی داروتظاهر به تحسین ) چقدر فروتنین واقعا ...
مینا لبخند رضایت می زند و به قهوة روی میز اشاره می کند .
    مینا :     قهوه تون سرد نشه ....
فرهود در حالیکه قهوه را بر می دارد و به سمت دهان می برد .
    فرهود :     ( با اخمی تصنعی ) من از صبح همینجور دارم خودمو سرزنش میکنم ، چون این من بودم که شروع کردم .
    مینا :      ( با فروتنی تصنعی ) اتفاقاً من شروع کردم .
    فرهود :     ( فنجانش را قبل از خوردن نگه می دارد ) بر عکس ، این شما بودین که با رفتن به اتاقتون تمومش کردین ... ( با شگفتی و تحسینی تصنعی ) چقدر بزرگوار !!
    مینا :     ( بالبخند ) لطف دارین ، حالام اگه موافق باشین (با احتیاط)می خواااام ... (پاکتی که لبة تراولر چکها از آن بیرون زده را روی میز گذاشته ، به طرف فرهود می سراند) ... تمومش کنم ...
فرهود فنجانش را روی میز گذاشته و هاج و واج به پاکت نگاه می کند .
    مینا :     ( ادامه ) ... می تونیم بریم بنگاهو ...
    فرهود :     (همزمان با جملة آخر مینا، او نیز پاکتی را بالا آورده لحظه ای مقابل چشمان مینا میگیرد و روی میز گذاشته به سمت مینا می سراند ) البته که می تونیم بریم ، اما...
مینا که فنجانش را برداشته بود ، با حیرت آنرا مجدداً روی میز می گذارد .
    مینا :     ( کشاف ) بله !!!؟؟
    فرهود :     ( با لبخند موذیانه و با اعتماد به نفس تائید می کند ) بعله !
    مینا :     ( بالبخندی فریبکارانه پاکت را جلو می دهد ) ولی من مطمئنم جوون جنتلمنی مثل شما ...
    فرهود :     (بالحن طبیعی ) تعارفو بزارین کنار خانم بزرگمهر ! من فکر میکنم....
    مینا :     ( با لحنی گول زنک ) مگه شما نبودین که گفتین" ladies first "
    فرهود :     ( جدی ) ولی قطعاً منظورم این نبود که " Donkies next
مینا با عصبانیت بلند شده ، پاکت و کیفش را جمع می کند و می رود .فرهود پس از آنکه لحظه ای به رفتة مینا خیره می ماند ، با ته خنده ای پاکت تراول ها را درون کیفش می گذارد ، سپس برخاسته و به طرف درب خروجی می رود که صدای مدیر کافی شاپ را می شنود .
  مدیر کافی شاپ :       ببخشین جناب !
فرهود نگاهش می کند ، مرد سعی دارد که لبخندش را پنهان کند .
  مدیر کافی شاپ :       جسارته ...خانمی که همراتون بودن حساب شما رو پس گرفتن .
گارسن در حال تمیز کردن یک میز حرف مدیر را کامل می کند .
    گارسن :     ( دمغ ) همینطور بقیه شو !
فرهود نگاهی به رفتة مینا انداخته ، با حرص و شرم و درحالیکه سرش را به علامت تاسف و شرمندگی تکان میدهد، کیف پولش را در می آورد و به طرف مدیر کافی شاپ می رود.
تصویر تاریک می شود .  (فیداوت)
     
                                                                                                          سعید حاجی میری
                                                             مشاور فیلمنامه و بازنویس نهایی ، تدوینگر و تهیه کنندة
                                                                                                                      پسر آدم ، دختر حوّا
 
< بعد

تصویر روز


 
 نسل امروز